السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
11
تفسير الميزان ( فارسي )
به سوى زمين هستند . و نيز نظير آيه شريفه « لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَه خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّه » « 1 » است كه در مقام بزرگداشت وحى است بر فرضى كه بر كوهى نازل شود . و نيز نظير آيه شريفه « إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا » « 2 » است كه در مقام بزرگداشت آن از نظر سنگينى و صعوبت عمل آن است . اين آن مطلبى است كه سياق ، آن را به دست مىدهد . ولى ديگر مفسرين « 3 » آيه را بر دو معناى ديگر حمل كردهاند : اول اينكه مراد از « تفطر » پاره شدن آسمانها از جلال و عظمت خداى جل جلاله است ، هم چنان كه توصيف خدا به على عظيم در آيه قبلى هم مؤيد اين معنا است . دوم اينكه مراد شكافتن آسمانها از شرك مشركين اهل زمين است ، و از اين حرفشان كه مىگفتند : « اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً خدا فرزندى گرفته » ، چون عين اين كلام در سوره مريم نيز آمده ، و فرموده : « تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْه » « 4 » . صاحبان اين دو توجيه در باره قيد « من فوقهن » دچار اشكال شدهاند ، و مخصوصا آنكه وجه دوم را اختيار كرده در باره توجيه قيد مذكور به زحمت افتاده و همچنين در اينكه اتصال جمله * ( « وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الأَرْضِ . . . » ) * ، به ما قبل را چطور توجيه كنند دست و پا زدهاند ، كه هر كس به كتب تفسير آنان مراجعه كند بر اين مطلب واقف مىگردد . * ( « وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الأَرْضِ » ) * - يعنى فرشتگان ، خداى را از هر چه كه لايق به ساحت قدسش نيست منزه داشته ، و او را با شمردن كارهاى جميلش ثنا مىگويند . و يكى از چيزهايى كه لايق ساحت قدس او نيست همين است كه امر بندگان خود را مهمل گذارد ، و آنان را به سوى دينى كه خود تشريع مىكند ، و از راه وحى ابلاغ مىفرمايد هدايت نكند ، با اينكه اين هدايت يكى از كارهايى است كه انجامش از ناحيه خدا جميل و پسنديده است . و از خداى سبحان درخواست مىكنند كه اهل زمين را بيامرزد . و معلوم است كه حصول اين آمرزش سببى دارد كه قبلا بايد حاصل شده باشد ، و آن
--> ( 1 ) اگر ما اين قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم ، آن وقت مىديدى كه چگونه خاشع مىشد ، و از ترس خدا متلاشى مىگشت . سوره حشر ، آيه 21 . ( 2 ) به زودى سخنى سنگين بر تو القاء مىكنيم . سوره مزمل ، آيه 5 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 11 . ( 4 ) سوره مريم ، آيه 90 .